رو به فردا RO be FARDA

**<مطالب خواندنی><عکسهای زیبا و کمیاب><سرگرمی><خبر><سینما>**

رو به فردا RO be FARDA

**<مطالب خواندنی><عکسهای زیبا و کمیاب><سرگرمی><خبر><سینما>**

خجالت زده...

تو یکی از جاده های شمال بودم، یه دفه یه گاو پرید وسط جاده منم محکم زدم رو ترمز و خیلی عصبی شروع کردم بوق زدن که بره ، دیدم نه همینجوری وایساده وسط جاده داره چپ چپ نگام میکنه ، یه جوری نگام میکرد انگار منتظر بود پیاده شم روشو ببوسم ازش عذرخواهی کنم ، یعنی درگیر جذبش شده بودم ، بعد دو سه دیقه دیدم دیگه خیلی بد داره نگا میکنه، اومدم پیاده شم دیدم گاوه یه نگا به من کرد یه نگا به تابلوی محل عبور حیوانات اهلی اونور جاده، بعد با افسوس سرشو انداخت پایینو رفت، یعنی این حرکتش از فحش خوارو مادر بدتر بود، کلی خجالت زدمون کرد، فقط مونده بود قبل رفتن یکم نصیحتم کنه...

جلسه خواستگاری

جلسه خواستگاری:
مادر دختر: آقا داماد چه کارن ؟
مادر پسر: برای دخترای مردم خاطره میسازن...

*********************

جلسه خواستگاری:

مادر دختر: آقا داماد چه کارن؟ 

 مادر پسر: قاضی!  

مادر دختر: تو کدوم دادگاه هستند؟  

مادر پسر: تو دادگاه نیستن، اگه سر کوچه داد بزنی عباس قاضی زود میاد تا کپسول قاضتونو بگیره و ببره پرش کنه !

آلارم موبایل

آلارم موبایلمو گذشته بودم رو ۰۶:۲۰ 

صبح که زنگ زد گوشیمو سرو ته گرفتم میگم خدایا ساعت ۰۲:۹۰ دیگه چه زمانیه؟ 

 چند ثانیه هنگ به گوشی خیر شدم بعد یهو فهمیدم گوشی سر و ته. اول صبحی نشسته بودم به خودم هرهر می‌خندیدم

عاشق...

یه دونه از این سوسک ریزا هست ، هر شب ساعت 12 که میشه این میاد رو میز و کمد من راه میره، هی وای میسته نگام میکنه باز راه میره .. منتظرم یه شب روی اون غرور مسخرش پا بزاره و بگه که عاشقم شده ..

یک داستان غم انگیز از یک دانشجوی مهندسی

یه دانشجوی مهندسی عاشق سینه چاک دختر همکلاسیش بود.  

بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد. 

بعدم پسر رو تهدید کرد که اگر دوباره براش مزاحمت ایجاد کنه، به حراست میگه. 

روزها ازپی هم گذشت و دختره واسه امتحان از پسر داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت " من هم تو رو دوست دارم، من رو ببخش اگر اون روز رنجوندمت  "اگر منو بخشیدی بیا و باهام صحبت کن و دیگه ترکم نکن. 

ولی پسر دانشجو هیچوقت دیگه باهاش حرف نزد. 

چهار سال آزگار کذشت و هر دو فارغ التحصیل شدند. 

اما پسر دیگه طرف دختره نرفت.!!  

نتیجه اخلاقی : پسرای مهندس ما هیچوقت لای کتاب ها و جزوه هاشون رو باز نمیکنند.!!

جفتشون اینکاره بودن ناکسا

یه زن و شوهر رو تخت خوابیده بودن، خانومه که داشت خواب می دید ناغافل فریاد میکشه : "شوهرم اومد..." مرد بیچاره از خواب می پره و دستپاچه خودشو پرت میکنه زیر تخت !! 

 جفتشون اینکاره بودن ناکسا    

دوستت دارم عزیزم

دختر : ساعت چنده ؟
پسر : ساعت چنده ؟
دختر : دیوونه شدی ؟
پسر : دیوونه شدی ؟
دختر : چرا هر چی میگم تکرار میکنی ؟
پسر : چرا هر چی میگم تکرار میکنی ؟
دختر : دوستت دارم عزیزم
پسر : ساعت هفت و چهل و پنج دقیقه

زمانى که ما مدرسه مى رفتیم

جالب است هواپیمای جاسوسی آمریکا با این همه سیستم رادار گریز و... شناسایی و شکار می‌شود ولی کاروان مواد مخدر وارد کشور می‌شود...
[روزنامه خراسان - ستون حرف مردم] 

 *******************

زمانى که ما مدرسه مى رفتیم، 

 یک نوع املاء بود به نام 'املاء پاتخته اى' ، در نوع خودش عذابى بود الیم! 

براى کسى که پاى تخته مى رفت یه حسى داشت تو مایه هاى اعدام در ملاءعام.. و براى همکلاسى هاى تماشاچى چیزى بود مصداق تفریح سالم..

ذخیره آذوغه

 این معده ایرانیا هر چی تو ماه رمضون استراحت میکنه تو محرم پدرش و پدربزرگش و پدرِ پدربزرگشم در میاد!!  

آذوقه یک ماهشون رو هم ذخیره میکنن 

 

ﺗﺎ ﺩﻩ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﺮﻡﻣﺎﻣﺎﻥ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﭼﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ؟.. ﻗﯿﻤﻪ
.
ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺷﺎﻡ ﭼﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ... ؟ ﻗﯿﻤﻪ
.
ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ... ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺍﻭﻥ ﻗﯿﻤﻪ ﺭﻭ ﺑﺪﻩ ﺑﻤﺎﻟﻢ ﺭﻭ ﻧﻮﻥ... ﺩﯾﺮﻡ ﺷﺪ!...

ظرف یکبار مصرف

توی دانشگاه یکی از هم کلاسیها از یه دختره خوشش اومده بود، رفته بود کشیده بودش کنار با اعتماد به نفس کامل بهش گفته بود: دیگه وقتشه که سایه ی یه مرد بالا سرت باشه… 

******************* 

قدیما ظرف یکبار مصرف نبود، دختر همسایه دوبار میومد،
یه بار نذری میاورد، یه بار میومد واسه ظرفش، آدم فرصت فکر کردن و تصمیم گیری داشت. بعد میگن چرا آمار ازدواج کم شده
شما دارین فرصتها رو از جوونا میگیرین... والا 

****************** 

همسایه طبقه پایینی‌مون نذری میداد. کلی صف کشیده بودن دمه خونمون می‌خواستم برم بالا رفتم سمت در. یارو از ته صدا زد: کجا میری ته صف اینوره‌ها! می‌گم خونه‌مون اینجاست! میگه واسه ما فیلم بازی نکن! کم مونده بود دسته جمعی بریزن سرم. مجبور شدم واسه اینکه کتک نخورم برم تو صف وایسم که برم خونه

باقالی

یعنی می خوامت دوربین مدار بسته گذاشتی واسه باقالیات....  

مامان بزرگم

همه پیرزنا مث برف پاک کن میرقصن؟ یا مادربزرگ من اینجوریه فقط ؟

******************** 

عشق هم عشقای قدیمی: بابا بزرگم دوران نامزدیش اولین باری که مامان بزرگمو "بوس" کرده مامان بزرگم " تشنج " ... کرده بردنش درمانگاه !

سلامتی اونایی که 8 صبح کلاس دارن

 سلامتی اونایی که 8 صبح کلاس دارن ...  

ولی صبح پا میشن 10 دقیقه زمین و نیگا میکنن، ساعت و نیگا میکنن، به اون خراب شده فک میکنن، پسِ کله شونو میخارونن یه کم دیگه خمیازه میکشن بعد میبینن خوابشون میاد دوباره وِلو میشن رو تخت میخوابن..!!

دلم خواست...

دلم خواست" چیست؟

 

قطعی ترین و منطقی ترین دلیل برای کاری که در آن ریده اید

  

****************** 

فقط یه ایرانی میتونه
شامپو رو تو یه هفته تموم کنه
و تهش رو با آب قاطی‌ کنه
و یک ماه بیشتر استفاده کنه ... !!!! 

************** 

یکی از بدی‌های هدفون اینه که همش فکر می‌کنی دور و ورت داره یه اتفاقی میفته که تو ازش خبر نداری! 
یکی از بدی های سایلنت گذاشتن گوشی هم اینه که
همش فک میکنی اس ام اس اومده میری نگاه میکنی میبینی هیچ خبری نیست!  

همش با خودت درگیری اصن 

***********

نقش منشی در فیلم های ایرانی: 

- آقای رییس من بهشون گفتم شما جلسه دارین ولی ایشون...
-اشکالی نداره، شما بفرمایید 


خیلی جاهام نقش زن دوم رو دارن که نقش مهمیه  

بعضی وقتها مشکلات یکی یکی نمیان سمت آدم

صبر میکنن همه با هم یه آژانس میگیرن 

 

 تازه بدتر از همه پول آژانسم باید بدی  

************** 

گیرم برم آمریکا واسه زندگی! 

 بهترین جاش اصلا!  

تو بگو بهترین شرایط!  

فقط کافیه تو آمریکا برق بره بعد برق که بیاد هیشکی تو صلوات فرستادن منو همراهی نکنه!  

بغضم میگیره

 

 *******  

شورتتونو رو شلوار بپوشین

آهای شماهایی که میخواین مارک شورتتون معلوم بشه ..  

خب شورتتونو رو شلوار بپوشین تا چشممون به جمال ...روشن نشه  

بیابون

دو نفر با هم شب رو تو بیابون چادر میزنن، نصف شب یکیشون به اون یکی میگه:  

به آسمون نگاه کن چی میبینی؟  

طرف میگه: یه عالمه ستاره! 

 اولی میگه: چی می فهمی؟ 

 طرف میگه: از چه نظر دیدگاهمو بگم؟ ستاره شناسی ؟ الهیات یا فلسفی ؟ . . . .  

اولی میزنه تو سرش میگه :خاک تو سرت احمق چادرمونو دزدیدن !!!

جیش کن پسرم

امروز عصر وایسادم کنار خیابون تاکسی بگیرم، یه لکسوز کنارم وایساد ، ما رو میگی خودمونو جمع جور کردیم و با خودم گفتم بابا تو این شهر هم پیدا میشن کسانی که جلوی ما پسرا ترمز کنن که یهو در باز شد و مامانه شلوار بچه شو کشید پایین گفت جیش کن پسرم، جیش کن آفرین

پرزهای موکت...

دقت کردین موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب میشه
دوس داری ساعتها بشینی بهشون نگاه کنی 

***************** 

اینقدر که بعضی از دخترا لگد به بخت خودشون میزنن بروسلی به حریفاش نزد .....!

**************** 

دقت کردین راننده تاکسیایی که موقع کرایه دادن میگن قابل شمارو نداره، بعد طرف پنجاه تومن که کمتر میده میخوان یقه یارو رو جرواجر کنن؟ 

********* 

یه بار تو یه جمعی بودم مامانم زنگ زد گفت یه سؤال می پرسم اونجا تابلو نکن فقط با آره یا نه جواب منو بده... گفتم:  بپرس.  

گفت: اوضاع اونجا چه جوریه؟!!!! 

یکی میگفت...

یکی از دوستان تعریف می‌کرد که یه بار سر یه چارراه، یه دونه از این وانت سبزی فروشا، چراغ قرمزو رد کرد. 

 پلیسه از تو بلندگوش گفت : وانت کجا مییرییییییییییی؟ 

 وانت تو بلندگوش گفت : دارم می‌رم خونه!!! 

******************

 الان شما اگه همینطوری بیکار هم نشسته باشین تو خونه، از نظر مامان باباتون بازم بچه همسایه یا بچه فامیل بهتر از شما بیکار میشینه!!!! 

****************

  یکی میگفت: سال آخر دانشجویی که تو بیمارستان میلاد کشیک بودیم یه شب یه کارگر رو آوردن اوژانس که دریل رفته بود تو شکمش و یه قسمت هایی از روده آسیب زده بود! 
جریان از این قرار بود که این بنده خدا(که یکی از هموطنای ساده دلمون هم بود) برا عروسی که دعوت بوده یه کمربند نو خریده بوده که سوراخ کمربند براش تنطیم نبوده این بنده خدا هم تو حالتی که کمربند تو شلوارش بوده میخواسته با دریل سوراخ بزنه که ....

اون شب کل اورژانس از خنده روده هاشون باد کرده بود

کتونی

میخواستم کتونی بخرم ... 

 یه کتونی انتخاب کردم قیمتش 75000 بود ... 
آقا بعد 4 ساعت چونه زدن ، یارو گفت 70000 پایین تر نمیتونم بدم و ما هم خریدیمش ...! 

بعد دیدم یارو پوتین های خوبی داره .... 

داشتم اونارو نگاه میکردم که یهو یه افغانی اومد تو مغازه و گفت آقا ان کَتانی چَندَه ؟؟! 
یارو گفت 40000 تومن .... 

گفت : 30000 نَمیدی ؟!
مغازه دارِ گفت نه عزیزم ...مقطوعه ...!
گفت پس خداحافَظَ شما ...!
فروشنده : نـــــــــــــــه وایسا ...بیا حله ....30 تومان ببر ...!!!
افغانیه : نه دیگر دلمان را زد .....
فروشنده بیا بابا ....28000 تومان ...لوس نشو دیگه ...!!!!!!
قیافه من:

همیشه از انتقام خانمها بترسید

زن: میشه توی کار باغچه کمکم کنی؟  

مرد: تو فکر کردی من باغبانم؟ 

 زن: میشه توی تعمیر دستگیره در کمکم کنی؟  

مرد: تو فکر کردی من نجارم؟ 

 بعد از ظهر مرد از سر کار بر میگردد و میبیند همه چیز درست شده است ... ...  

مرد: کی دستگیره در رو درست کرد و باغچه را رو به راه کرد؟  

زن: مرد همسایه. 

 و در قبالش ازم خواست یا یک همبرگر بهش بدم یا یک لب!  

مرد : حتما تو به او همبرگر را دادی؟  

زن: تو فکر کردی من گارسون رستورانم؟

 

نتیجه اخلاقی : همیشه از انتقام خانمها بترسید

یادش بخیر...

فقط یک زن ایرانی می تونه روزی چند ساعت برنامه آشپزی نگاه کنه و چند تا دفتر هم پر کرده باشه و آخرش همون کوکوسبزی برای شوهرش درست کنه! 

*********************** 

کافیه یه روز اتفاقی یه جوراب سوراخ بپوشین . 

 اگه شده اتوبان رو موکت کنن یه جوری میشه که تو مجبور شی کفشتو دربیاری 

******************* 

یادش بخیر ما بچه بودیم ، یه دستمال کهنه ای ، لنگ ماشینی چیزی پیدا میکردن میذاشتن لای پامون بقچه میکردن  تا یه هفته بعد بازش کنن 

 الان پوشک زدن واسه بچه با خروجی هوا از هردو طرف ، 8 لایه محافظ ، ویتامینه ،  همراه با عصاره مالت ، 12 ایر بگ ، کروز کنترل ، سنسور عقب ، تهویه مطبوع ، با ال سی دی... خلاصه فول آپشن دیگه ! از ال سی دی هم توشو نشون میده دیگه لازم نیست را به را بازش کنن 

****************** 

این همه سال واسه بدن زحمت بکش ، صبحا زود از خواب پاشی ، هر روز ورزش کنی ، لب به سیگار و مشروب نزنی ، غذای چرب و شیرینی و نوشایه و سرخ کردنی نخوری ، تموم قوانین پزشکی رو تموم و کمال رعایت کنی ... بعدش یه وحشی بیاد با موتور بزنه بهت ناقصت کنه ! 

سه تا رفیق میمیرن میرن اون دنیا

سه تا رفیق میمیرن میرن اون دنیا  

نماینده خدا میاد پیششون و میگه هر کدوم از شماها توی دنیا کمتر به زنتون خیانت کرده باشید اینجا ماشین بهتری سوار میشید
نفر اول یه ده باری خیانت کرده بوده و بهش بنز میدن
دومی سه بار خیانت کرده بوده بهش فراری میدن
سومی که خیانت نکرده بوده بهش بوگاتی میدن
روز بعد این سه نفر باهم نشسته بودن اونی که بنز سوار بود خیلی ناراحت بود
دو تای دیگه بهش میگن چی شده حالا مگه ، بنز هم که بد نیست
اونم میگه نه موضوع این نیست
دیروز زنم رو اتفاقی دیدم که با یک دوچرخه از جلوم رد شد!!!!!! 

 

آره داداش…!

دختر بازی نه یعنی دختربازیای امروزی…! 

 که زرتی یه تلفن میدن فرداشم تو کافی شاپ قرار…!!  

دختر بازی یعنی سه ماه آزگار دنبال دختره از مدرسه بری تاخونه…! 

یعنی اگه یه بار دختره نگات کنه ذوق مرگ بشی…!  

 یعنی شیش ماه این پا اون پا کنی تا یه نامه بهش بدی…! 

 یعنی وقتی که جوابت رو میده جیغ بکشی و بپری هوا از خوشی…!  

 دختر بازی یعنی اگه کسی چپ نیگا کرد به دوست دخترت پای چشمش بادمجون بکاری …!  

بدون هراس از پنجه بکس و چاقو ضامندارش…! 

 که یعنی عشقی داره خونت بریزه برای رفیقت…!  

برای دوستت… 

برای عشقت… 

اره داداش!

 

 

سینما نه یعنی سینما رفتن های امروزی…!  

سینما یعنی بوی سیگار و کالباس مارتادلا و خیارشور…!  

سینما یعنی کانادای زرد که یه نفس قلپ قلپ میرفتی بالا و وقتی تموم میشد یه نفس فاتحانه میکشیدی…!  

سینما یعنی امیر ارسلان نامدار…!  

یعنی بیک و فردین و ناصر و بهروز…!  

سینما یعنی کندو…یعنی قیصر …!  

سینما یعنی سه تا سانس پشت سر هم دیدن یه فیلم با یه بلیط… 

 اره داداش…!

 

 

حمام رفتن نه یعنی حمام رفتن های امروزی…!  

که زرتی خودتو گربه شور کنی بیای بیرون…!  

حمام یعنی حمام عمومی (ادمیان)…!  

که مادر بزرگ بقچه رو میبست با پیازو ساندویچ گوشت کوبیده شب مونده صبح زود میرفت حموم تا اذون غروب…!  

حمام یعنی این پوست لامصب رو اینقدر با سفیداب کیسه کشیدن که گوله گوله چرک میومد و سرخ میشد…!  

حمام یعنی که کف پاهات پیر میشد و چروک چروک بس که توی اب بود..!  

حمام یعنی مشت و مال دلاک پیر که شرق شرق میزد روی پشت و شونه ات و حال میومد این بدن لامصب…جون میگرفت…نفس میکشید…!  

اره داداش…!

زبان دخترای امروز

از یه دختره پرسیدم : حالت چطوره ؟
گفت :میجی یوجی !!

 

اولش فکر کردم داره چینی ژاپنی حرف میزنه
نگو منظورش این بوده : مرسی ، تو چی..؟

 

یعنی این دخترا به روح اعتقاد دارن؟؟؟!!!

 

زبان دخترای امروز

 

خوشگل = خوجل

خوبی = خوفی

جیگرتو بخورم = جیگلتو بخولم

عشق منی = عجق منی

قربونت برم = قلبونت بلم

چطوری؟ = تطولی؟

چی کار می کنی = چیکال می کنی

سلام = شلام

دختر = دخمل

پسر = پسمل

عزیزم = عجیجم

جون = جونززززززززززز

بی تربیت = بی تلبیت

بی ادب = بی عوض (این یکی درک ربطش کمی مشکل واقعاً)

دوست ندارم = اصنم نِی خوام

نمیدونم = نیدونم(این روزا خیلی می گن!!)

دوست = دوکس(این کلمه رو نمی دونم از کجا درآوردن)

 

ماجرای شیرینو پرستو!!!!!

رفیقم 2 تا دوست دختر داره اسمِ یکیشون پرستوئه؛ اسمِ اون یکی شیرین!
میخواست به پرستو اس ام اس بده نوشت:
"پرستوی من حالت چطوره؟؟" ولی اشتباهی فرستاد واسه شیرین!
اونوقت مارو میگی بجای این رفیقمون جفت کردیم !
اصلا پاپیون شد زیر گلومون! گفتیم الان یک بزن و بکشی میشه بیا و ببین!
شیرین زنگ زد به دوستم با حالت شـــــــاکی گفت:
خجالت نمیکش خیانتکارِ عوضی !؟  

واقعا که خیلی آشغالی!
این رفیق ما هم با کمـــــــال خونسردی گفت:
تو لیاقت نداری من لوست کنم نازت کنم! 

خلایق هرچه لایق!  

داشتم لوست میکردم بهت گفتم پرستوی من!
لیاقت نداری دیگه، واست متاسفم!
زااارت گوشیو قطع کرد !
حالا هی دختره زنگ میزد میگفت ببخشید!  

این محل نمیذاشت!
کم مونده بود تو اون لحظه شاخ در بیارم!!! 

این خوبیه اسم دختراست دیگه.. قدرت مانور رو زیاد می کنه

سوال!

باز یه سوالی مغزمو پریشون کرد چرا جمعه انقدر به شنبه نزدیکه، ولی شنبه انقدر از جمعه دوره؟؟

حسرت!!!

 

خروسه هم میگه حسرت به دلمون موند یه شب املت نخوریم

کبابی

یارو خیلی گشنش بوده, از پشت شیشه رستوران نگاه میکنه یکی داره کباب میخوره با انگشت میزنه به شیشه ! 

 یارو میگه چته ؟ 

 میگه: پیازهم بخور   

******************* 

شماره ناشناس


ناشناس : سلام خوشگله ، دوست پسر داری ؟
-بله ، شما؟
-من داداشتم ، صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم.

 

 -------

 

ناشناس بعدی :

 
-دوست پسر داری؟
-نه نه اصلا
-من دوست پسرتم ......واقعا که ...:(
-عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!!
- خوب داداشتم دیگه ، صبر کن خونه برسم من میدونم و تو...
 

*******************  

عمو زنجیر باف جان
ضمن عرض سلام و خسته نباشید
جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار
یک گِلگی داشتم از حضورتون ...
شما که زنجیر ما رو بافتی..؟
... پَه چرا پشت کوه انداختی..؟
مشکلتون دقیقاً چی بود؟
مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟ 

*****************

دندون .. .

یکی میگفت : 

بابام واسه کمک خرج عروسیم ۶ ، ۷ میلیون واسم کنار گذاشته، دندونامم هم همینقدر خرج دارن، الان باید بین زن و دندون یکی رو انتخاب کنم !  

خب معلومه دندون! 

 زن بگیری بقیه جاهاتم خراب میشن   

البته ازدواج با زن دندونپزشک هم خوبه! میشه با یه تیر دو نشون زد 

 *************************

الان دیگه باس یواشکی فوتبال نگا کرد.اونم لیگ ایران

 

 

 

 

رفته بودم خرید، مثل سابق یکی اومد در گوشم گفت: اسپری، پاسور، سی‌دی بازی پرسپولیس و داماش بدون سانسور!!  

پ ن پ ۸

 

میخوام مسواک بزنم...مامانم میگه:میخوای مسواک بزنی؟

میگم:بله مامان جون....

میگه:خمیر دندون زدی روش؟

میگم: بله مامان جون...!

میگه:ای خاک تو اون سرت که این همه موقعیت پَــ نَ پَـــ درست کردم واست استفاده نکردی!!

                                                                                      

دارم میرم تو دانشگاه یارو دم در جلومو گرفته میگه آقا شما دانشجوی همین دانشگاهید؟ 

 میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ دانشجوی دانشگاه آکسفوردم، درس تفسیر قرآن رو اینجا واحد میهمان گرفتم ! 

لاک پشت ها...

یکروزخانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند.  

از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن!

در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!

پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد. لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود!

او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره. خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد. سه سال گذشت... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه

نمی تونست به گرسنگی ادامه بده . او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد. در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید،« دیدید می دونستم که منتظر نمی مونید. منم حالا نمی رم نمک بیارم»!!!!!!!!!!!! !!!!!

مامانیییییی

 تا حالا دقت کردین زن ها وقتی لباس میبینند هیجان زده میشن و مرد ها وقتی هیچ لباسی نمیبینن...!!!!!!!

************************* 

مامان، اجازه هست ابروهامو بر دارم؟
-مامان: نه
-مامان، اجازه هست موهامو زیتونی کنم؟
-مامان: نه
...-مامان، اجازه هست تونیک صورتی بپوشم؟
-مامان: نه
-................
-مامان، اجازه هست مثل باربی آرایش کنم؟
-مامان: نه
-مامااااان یعنی چی من 18 سالم شده ها
.
.
.
-مامان: اَههه سیاوش، خفه میشی؟ یا خفت کنم...........

پ ن پ ۷

با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم.

دوستم میگه:شیرِ؟  

پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش

مرده ریش گذاشته 

****************

تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده

میگه میخوای بند نافو ببری؟ 

 پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم

از مامان بچه شاباش بگیرم!!

 ***************

دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟ 

 پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!

****************

واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما

برای آگهی استخدام اومدین؟

 پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!!!!!

*******************

جلو خواهرم سوسکه رو با دمپایی لهش کردم دل و رودش

پخش زمین شده … خواهرم میگه مرده الان ؟

 پَــــ نَ پَــــ این ترمیناتوره الان خودش رو جمع میکنه دوباره راه میافته 

****************

میگم دیشب یه پشه اومده بود تو اتاقم .میگه کشتیش؟

پَــــ نَ پَـــــ اومدم بِزنم، نتونستم ، خونِ من تو رگهاش

جریان داشت! 

 ،یهو گفت بابا …!! 

 بعدشم نشَستیم دوتایی تا

صبح گریه کردیم ، گوشه اتاق

آگهی جالب گم شدن نانسی در شمال تهران!

فردی در شمال تهران در منطقه فرمانیه با چاپ آگهی سگ گمشده اش به نام نانسی و تصاوری مختلف از او با لباس های گوناگون از مردم خواسته است تا اگر از سگش خبری دارند،فردی را از نگرانی برهانند و مژدگانی دریافت کنند 

پ ن پ ۶

به مامانم میگم: فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام،هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان...
میگه: یعنی زن میخوای پدرسوخته؟ 

 میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه داداش توپول موپول میخواستم روم نمیشه مستقیم به بابا بگم

************

صبح پاشدم به زور، دارم لباس میپوشم، بابام میگه کلاس داری؟! 

 میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ نگران لباسم شدم پاشدم ببینم هنوز اندازمه یا نه 

***********

به داداشم میگم برو عصای آقاجون رو بیار؛
میگه آقاجون میخواد بره مگه؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ؛ میخواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه 

*************

زنگ زدم به استاد، میگه چیه نمره میخوای؟
میگم پَـــ نَ پَـــ زنگ زدم ببینم فحش هایی که به خواهر مادرت دادم دلیوری شده یا نه؟ 

**************** 

به یکی میگن اگه تو دریا کوسه بهت حمله کنه چکار می کنی؟ 

 می گه می رم بالای درخت . 

می گن : تو دریا که درخت نیست یارو می گه: مجبورم می فهمی ؟ مجبورررررم