یه زمانی یکی از آرزوهام این بود :
دکتر بشم بعد سر عمل جراحی وقتی به دختر دستیارم هی میگم پنس،چاقو،تیغ و اینا... ی دفعه وسطش بگم مااااچ ! ببینم چیکار میکنه
ای بلا
همونجا که نمیتونه ماچت کنه چون ماسک رو دهنشهوقتی از اتاق رفتین بیرون اونوقت
خدا لعنتت کنهچطوری اومد به ذهنت
ای بلا
همونجا که نمیتونه ماچت کنه چون ماسک رو دهنشه
وقتی از اتاق رفتین بیرون اونوقت
خدا لعنتت کنه



چطوری اومد به ذهنت